تبلیغات
گروه فناوری اطلاعات و ارتباطات (1391-1386) - به پایان آمد این دفتر...
پنجشنبه 7 خرداد 1394

به پایان آمد این دفتر...

   نوشته شده توسط: گروه فناوری اطلاعات    

با سلام و احترام.

بعد از چند سال سری به وبلاگ زدم. جالب بود که یکی از دوستان چند روز پیش پست من در مورد DBLP رو مطالعه کرده بود و نظر داده بودند. واقعیت اصلا خودم هم یادم نبود که این مطلب رو نوشتم. یاد این مطلب  افتادم که هر رفتار بد یا خوبمون میتونه مدتها اثرش باقی بمونه. حتی اگر خودمونم فراموشش کنیم! باید مواظب بود!

حالا که بعد از چند سال اومدم و تجارب واقعا زیادی از زندگی در یک محیط بین المللی  کسب کردم این مطلب رو هم واسه هر دوست عزیزی که این وبلاگ و میبینه ینویسم. شاید مفید باشه.

توصیه من به دوستان این است که همواره در انتظار شکست و در امتداد پیروزی حرکت کنید. از شکست ها درس بگیرید و با تجربه شکست به پیروزی برسید. شکست بخشی از زندگی است و برای همه افراد اتفاق می افتد اما پیروزی فقط برای افراد تلاشگر امکانپذیر است. پیروزی را فقط کسانی رقم میزنند که شکست را شکست دهند یعنی برای رسیدن به پیروزی تلاش کنند...

موفق و سربلند انشاا...


بیستون
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 05:58 ب.ظ
سلام استاد عزیزو دانشمند پیشاپیش روزتون مبارک بعد چند سال به وبلگ سرزدم هیچ وقت خاطرات خوب شما فراموش نمیشه من معتقدم انسان اگر اراده و پشتکار داشته باشه موفقیتش حتمیه امیدوارم مرا به یاد آورده باشید
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : با سلام و احترام. بسیار ممنون از لطف شما و ببخشید بابت تاخیر در جواب. بله شما و (اکثر) بچه های دانشگاه بهار را (حداقل به اسم و قیافه های چند سال پیش) به خاطر دارم. بله با اراده و پشتکار میشه به خیلی چیزها رسید. هر جا که هستید موفق باشید.
C4TX
جمعه 3 آذر 1396 09:11 ق.ظ
سلام بر استاد عزیز و گرانقدر، امیدوارم هر جا که هستین سلامت و پاینده باشید. من از شما علاوه بر درس علمی درس زندگی هم یاد گرفتم و همیشه حرفها و توصیه های شما توی گوشم هست و خیلی وقتا بهشون فکر میکنم. من الان شاید از لحاظ علمی پیشرفتی نکردم و به همون مدرک لیسانس بسنده کردم، اما در مورد زندگی اجتماعی از کارم و زندگیم راضیم. من فکر میکنم همه که حتما نباید با تحصیلات آکادمی به چیزی که میخوان برسن و تنها راه رسیدن به موفقیت فقط تحصیلات نباشه. اصلا بحث مادی منظورم نیست، من دلم میخواد بیزینس خودم رو داشته باشم و خودم زندگیم رو بسازم.
به هر حال من شما رو آدم موفقی میدونم و باعث افتخارمه که توی رشته ای تحصیل کردم که فردی مثل شما و استاد یاوری عزیز استادم بودن و به ما درس علم و اخلاق دادن.
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : با سلام و احترام. ممنون از لطف شما. بله تنها راه موفقیت تحصیلات نیست. مهم اینه که آدم راضی باشه از زندگیش. خوشحالم که از کار و زندگی راضی هستید. کلا در انتخاب شغل و مسیر زندگی باید علاقه را هم به عنوان یک فاکتور مهم (در کنار فاکتور مهم منطق و استدلال) در نظر گرفت.
علی
یکشنبه 9 خرداد 1395 12:09 ب.ظ
سلام.متشکر از وبلاگ شما .پیرو بحث درس خواندن یا نخواندن که دوستان صحبت کردند.من یک نظر دارم .به نظر درس در کنار یک کار و در کنار ازدواج قشنگه و نتیجه میده.چرا که کسی که کار میکنه و درس هم میخونه فکر بازتری رو داره و اعتماد به نفس بیشتر.حتی اگه اون کار به رشته تحصیلیش ربطی نداشته باشه.به نظر من بهترین زندگی در روستاها برقراره مردمانی با دل پاک و کارکن و زحمت کش و به دور از هیاهو و بیکاری شهری .همین روستای ازندریان همدان باور کنید 90 درصد جوان ها مشغول به کارند.اونها از اول زندگی با کار آشنا میشند و زود ازدواج میکنند و از زندگیشون لذت میبرند.بیشتر مشکلات روحی جوان ها از بیکاری ناشی میشه .اما اون چیزی که من در ازندریان دیدم یه روحیه شاد در اکثر جوان هاست که فقط به خاطر اینه که در محیط کاری رشد کردند و آنقدر سرگرم بودند و هستند که فرصت فکر کردن به ناراحتی رو ندارند.
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : باسلام و احترام. نظر شما برای من کاملا محترم میباشد. اما افراد زیادی هستند که کارداشتند وهمزمان به اصطلاح تحصیل هم کردند به این شکل: دوساعت از کارشون زدن برن سر کلاس بعدش با استادصحبت کردند که نیم ساعت زودتر برند سر کار. حالا بعضی وقتها مرخصی هم گرفتن و همکاراشون هم لطف کردن هواشون رو داشتن و درنهایت استاد هم کمی با دید باز ورقشونو تصحیح کرده و ....تا بالاخره یک مدرکی گرفتن. از دید خیلی ها هم ظاهرا اینها آدمهای موفقی هستند که همزمان هم کار داشتند وهم تحصیل کردند. اماواقعیت این بوده که نه کارشون رو درست انجام دادند ونه تحصیلشون رو. البنه واقعا اگر کسی پیدا بشه که توانایی این رو داشته باشه همزمان با کار (به معنی واقعی کلمه)درس هم بخونه وادامه تحصیل بده فوق العادست (کاملا قابل احترام).
رضا
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1395 12:27 ب.ظ
با سلام.به نظر من درس خواندن اگه باهاش بتونی جایی استخدام بشی خوبه و می تونه مفید باشه اما اگه نتونی یک ذره هم به درد نمی خوره .بنده خودم دچار این مشکل هستم و بیکارم .زندگی کارمندی خیلی خوبه .درس خواندن یک ریسک بزرگ هستش .عمرت رو برای درس بزاری آخرش معلوم نشه که چی میشه و حتی ببینی اونی که درس نخوانده و دنبال یه حرفه ای از دوران نوجوانی رفته الان موفق تره
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : باسلام و احترام.
من سه نکته رو خدمت شما دوست عزیز بیان میکنم. نکته اول اینکه خوب بودن و بد بودن (و حتی تعریف موفقیت) در اکثر مواقع نسبی هست و کاملا وابسته به نظرو سلیقه افراد (اگر خلاف این بود همه انسانها فقط یک مسیر رو میرفتن). مثلا هیچ توافق صددرصدی بین انسانها برروی یک غدا یا ورزش خاص نیست(حتی مثلا غذای مورد علاقه یکی میتونه بدترین غدا برای اونیکی باشه). پس درس خوندن هم مستثنی نیست بعضی علاقه دارند بعضی دیگه هم خیر.
نکته دوم هدف اصلی از درس خوندن هست. برای بعضی علم لذتبخش و ارزشمند و راهی برای رسیدن به کمال انسانی (مثلا کسی که عمرش رو با علاقه کامل در خدمت تحقیق برای ساخت یک واکسن قرار میده تا جان انسانها رو نجات بده) و بعضی دیگه در حد ابزاری برای پیدا کردن کار میارنش پایین. بعضیها هم برای جنبه اجتماعیش ضروری میدونن یا برای فخر فروشی (نظر همه محترم). با توجه با اینکه در بین دانشمندان (یا تحصیلکرده ها) کمتر چهره ثروتمندی وجود داره پس با این بخش از نظرشما موافقم که راههای بهتری (باریسک کمتر) برای کار پیدا کردن و پولدار شدن ممکنه وجود داشته باشه. اما این رو هم معتقدم که در دنیای مبتنی بر علم و دانش امروز کسی که از "دانش کافی" برخوردار باشه بیکار نمیمونه (مثل کسی که در "حدکافی" شنا کردن بلد باشه-حالا شاید قهرمان المپیک نشه-اما هیچوقت حداقل غرق نمیشه).
سوم تعریف موفقیت هست که همینطور که گفتم خودش نسبی هست و تعریف دقیقی نداره. یکی پیدا کردن کار براش نهایت موفقیت هست اونیکی نصف دنیا رو هم بهش بدی بازم احساس موفقیت نمیکنه. فرض کنیم پیدا کردن کار برای ما تعریف موفقیت باشه. ببینید شاید کمی عمیقتر باید تحلیل کرد و فقط تحصیل یا عدم تحصیل رو ملاک موفقیت (حالا اینجا به معنی پیدا کردن کار) در نظر نگرفت. هم در بین افرادی که دنبال تحصیلات رفتن موفق (اینجا از نظر پیدا کردن کار) توشون هست و هم کسانی که تحصیل نداشتند. شاید فاکتورهای دیگه هم مثل پشتکار و استعداد و شرایط خانوادگی و خیلی مسائل دیگه رو هم باید در موفقیت افراد در نظر گرفت!
حسین
پنجشنبه 22 بهمن 1394 05:57 ب.ظ
سلام استاد اهور .میدونید استاد همه چی خیلی زود گذشت .انگار همین دیروز بود که دانشگاه قبول شدم و با شما مدار منطقی و زبان تخصصی رو گذروندم و نزدیک 2 سالی با شما بودیم و بعدش دیگه شما رفتید.اما حالا که فارغ التحصیل شدم و تخصصی هم ندارم و وضعیت استخدامی ها که خیلی بده ...واقعا نمیدونم بعد از سربازی چکار باید بکنم و چی میشه؟ میدونم باید به خدا توکل داشت.به هر حال خاطرات شماو دانشگاه بهار و شیرینی درس خواندن 18ساله خودم را فراموش نمیکنم راستش همین الان بغض ر گلوم رو گرفت دلم میخواد گریه کنم خیلی خوشحال شدم بازم از ما یادی کنید .ان شالله در پناه خدا باشید
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : باسلام و احترام. من حقیقتش فاملیتون رو نمیدونم بنابراین شما رو نمیشناسم. اما یک جوری صحبت میکنید انگار هجده سال درس خوندید که فقط ازش خاطرات (حالا در بهترین حالت) شیرین براتون بمونه! بغض و بچه بازی و این چیزا رو فراموش کن و با تلاش خودت به فکر ساختن آینده باش. خوشبختانه رشته ما براش کار زیاد هست (اما خوب به همون نسبت هم فراگیری رشته ما سخت و سنگین هست). من پیشنهاد میکنم که در گام اول آگهی های استخدامی رو نگاه بکنی و ببینی در حال حاضر چه تخصصی بیشتر نیاز هست. یکی از بهترین منابع میتونه سایت زیر باشه. البته من وقت نداشتم جستجو کنم و این فقط یک مثال هست و باید خودت جستجوکنی. در گام بعد یک تخصص رو انتخاب بکن و به طور جدی روش کار کن. بعد از شش ماه تا یک سال سختی کشیدن به نظرم میتونی یک تخصص قابل قبول کسب کنی و شانس پیداکردن کار برات خیلی میره بالا. موفق باشید http://www.irantalent.com/home/canPositions-ViewList-s.php?pos_ref=php&go=+Go+&navgo=filter&from_possearch=true
محمدرضا عربی
دوشنبه 6 مهر 1394 04:42 ب.ظ
سلام.زنده باد استاد اهور!
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : با سلام و احترام. درود بر مهندس شاعر :)
جمعه 13 شهریور 1394 05:21 ب.ظ
سلام استاد . رسیدنتون بخیر . توصیه تون کاملا متینه . همه چیه آدم روی همه چیه آدم تاثیر میذاره . با توجه به فرمایشتون به نظرتون هر شکستی مایه ی پیروزیه؟؟؟
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : با سلام و احترام. ممنون. اول باید این رو تاکید کنم که نظر من فقط یک نظر شخصی هست و ممکنه که کاملا هم صحیح نباشه. بستگی به آدمش داره که شکست رو بکنه پل پیروزی یا پرتگاه سقوط. از نظر من هر شکستی دلیل یا دلایل خودش رو داره. اگر بتونیم تحلیل صحیحی از دلایل شکست داشته باشیم و در آینده اون مواردی که باعث شکست شده رو تکرار نکنیم به پیروزی رسیدیم...میشه اینطوری هم گفت آدمیزاد همیشه در حال کسب تجربه هست و هیچ کس کامل نیست. کسی موفق هست که با هوشیاری (و البته بهره وری از تجربه دیگران) سعی کنه باکمترین هزینه(شکست) این تجارب رو بدست بیاره
alireza
جمعه 6 شهریور 1394 01:26 ب.ظ
استاد همیشه در خاطر ما می مانی
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : با سلام و احترام. ممنون. من هم خاطرات خوب با شما بودن را فراموش نمیکنم.
هوشمند(پیام نور بهار)
یکشنبه 11 مرداد 1394 11:58 ب.ظ
سلام استاد خیلی خیلی حوشحالم که برگشتین ، دلمون براتون تنگ شده بود،در مورد پست بگم که برای کسای باید افسوس خورد که از شکست درس نمی گیرین
خیلی دوست دارم که بازم باشین و از نظراتتون استفاده ببریم
موفق و پر سود باشین
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : با سلام و احترام. آنهایی که از شکست ها درس نمیگیرن در نهایت شکست ها درس خوبی بهشون میدن.
رجبی
یکشنبه 11 مرداد 1394 10:33 ب.ظ
سلام استاد,انشالله که همیشه و در همه حال خوش و خرم باشید ,بدون شک شما یکی از بهترین اساتیدی بودید و خواهیدبود که این سعادت نصیبم بنده و دوستان شد تا از علم و تجربیاتتون بهره ببریم,به همین دلیل همیشه دعا گوی شما خواهیم بود.و امیدواریم که دوباره شما رو زیارت کنیم.
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : با سلام و احترام. بسیار ممنونم از نظر لطفتون. متوجه نشدم که شما خانم رجبی هستید یا یکی از آقایان رجبی اما به هر حال از لطف شما بینهایت ممنونم.
fgavampour
یکشنبه 11 مرداد 1394 09:11 ب.ظ
سلام استاد
خیلی حس خوبی بود اپدیت شدن این وبلاگ و این که شما هنوز ماهارو فراموش نکردید و هنوز هم تجربیاتتون رو در اختیار ما قرار میدید
خیلی خوشحال شدم از برگشتنتون و براتون ارزوی موفقیت و بهروزی هر چه بیشتر رو دارم
خوش اومدید
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : با سلام و احترام. ممنون از لطف شما. من هم برای شما آرزوی موفقیت میکنم.
علی رادمرد
یکشنبه 11 مرداد 1394 08:17 ب.ظ
سلام استاد
خوبید؟ خوشید؟ هنوزم میتونید فارسی صحبت کنید ؟؟!!
خییییییلیییییییی دلم تنگ شده واستون خیییییلییییییی
جا خوردم دیدم پست جدید گذاشتید. تو این سه سال هر چند وقت یکبار میومدم و همه کامنت ها و پست ها رو مرور میکردم. خاطرات شیرینی واسم مرور میشد. عنوان این پستتون بغض تلخی تو گلوم انداخت. چرا به پایان آمد این دفتر ؟؟؟ میشه تازه شروع جدیدی باشه براش.
چقدر زود رفت این سال ها... استاد پیشنهاد میکنم هنوز از طریق این وبلاگ در ارتباط باشید با بچه ها. میدونم که میان سر میزنن.
برامون بگید الان چیکار میکنید، کجایید از تجربیاتتون بگید. خیلی از بچه تو مسیر های خوبی قدم برداشتند تجربیات شما میتونه کمکشون کنه. نذارید این ارتباط از بین بره.
حرف های شما تو دانشگاه امروز داره تو ذهن بچه ها مرور میشه. امروزی که سرد و گرم زندگی رو چشیدن و به واقعیت خیلی مسائل رسیدن.شاید دید اون روز شما برای دانشجوهایی که پر از هیجان های کاذب و لذت های زود گذر دوران دانشجویی بودند خیلی فهمش سخت بود ولی امروز میفهمن خیلی خوب هم میفهمن. استاد یک نفر رو هم کمک کنید بیاد بالا خودش خیلیه. لطفا نزارید این ارتباط از بین بره.
بدونید هنوز هستن کسایی که به صفحه ای که سال هاست حتی خودتون هم فراموشش کردید سر بزنند.
من سعی میکنم بقیه دوستان رو هم خبر کنم از آپدیت وبلاگ شما
بعد این سال ها فکر میکنم باز خودم فعال ترین وبگرد باشم بین بچه ها!!!
مثل قبل تنهامون نزارید
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : با سلام و احترام. بسیار ممون از لطف شما. من هم زیاد شما و سایر بچه ها را یاد میکنم و کم و بیش در جریان کارهای شما عزیزان هستم و از موفقیت شما خوشحال میشم. گویا خود شما هم ازدواج کردید مبارک باشه. یک تعدادی از بچه ها هم که ارشد قبول شدند..متاسفانه عین آبادی عزیز هم که از پیشمون رفت. روحش شاد در راه انسانیت جانش را از دست داد. در مورد این وبلاگ هم قطعا کمک کردن به بچه ها برام افتخار هست اما...اما...اما...امان از حرف مردم!
بهار
چهارشنبه 10 تیر 1394 12:29 ب.ظ
بله ممنون، ما چه بخوایم و چه نخوایم زندگی با مشکلاتی همراه، ولی اگه بخوایم کم نیاریم و همچنان رو به جلو پیش بریم باید توکلمون به خدا باشه و امیدوار باشیم تا بتونیم سختیارو کنار بزنیم و اگه شکستیم خوردیم بازم ناامید نشیم و به جاهای خوب فکر کنیم...... فقط کافی بخوایم!! ما میتونیم!!
پاسخ گروه فناوری اطلاعات : باسلام و احترام. آفرین بر شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.